bookmark

معنی بردك

بردك [ bardak ] [ bordak ]

بر وزن مردك افسانه را گويند و به معنى اغلوط و لغز و چيستان هم آمده است و بعضى به فتح اول به معنى افسانه و به ضم اول به معنى لغز و چيستان گفته‌اند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص134)
sourceLink

بر وزن مردك بفتح اول و سيم افسانه را كويند كه بقصّه مشهور است و در پارسى چيستان كويند و در عربى لغز نامند بعضى بضم نيز قايلند و اصحّ آن پردك است يعنى در پرده
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص160)
sourceLink

- [به راء و دال مهملتين بوزن مردك] در نسخۀ ميرزا افسانه و اغلوطه بود كه از يكديگر پرسند و بعربى لغز گويند مثالش امير خسرو گويد: بيت ز بردكهاى دورا دور بسته كه از فكرش دل داناست خسته و در لسان الشعراء و ادات بفتح با افسانه و بضم با لغز باشد. بمعنى افسانه شاعر گويد: بيت جز صفات تو سخنهاى مشايخ طامات جز مديح تو غزلهاى افاضل بردك
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص161)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] اغلوطه و لغز و چيستان و رمز. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]افسانه و قصه. و فريب.و سحر و جادو.
(
فرهنگ نفیسی
, ص572)
sourceLink

افسانه.
(
فرهنگ قواس
, ص188)
sourceLink

و بردك [ vabardak ]

با را و دال بى‌نقطه و كاف به معنى چستان است كه به عربى لغز گويند حركت اين لغت معلوم نبود.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص930)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] چيستان و لغز.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3827)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.